سفارش تبلیغ
صبا

من باد بودم باد

بادی رها در یاد

بادی وزان در دشت و گندمزار

بادی به روی شانه مردی که می آمد

بادی وزان در گیسوان دختری دُرسا


من باد بودم باد

بادی رها آزاد

بادی که می رقصید

بادی که می خندید

بادی که سرخوش بود

بر روی گل ها

بال پرستوها

بر روی موج و ساحل دریا


من باد بودم باد

من باد بودم باد

بادی که می دیدم خدا را شاد

بادی که ابری را ، سمت نگاه ماه می لغزاند...


گویا

صدا ...

مادر ...

منی در خواب.







تاریخ : یکشنبه 96/5/15 | 3:26 عصر | نویسنده : فاطمه حُسنی ابراهیمی | نظرات ()
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.